زمان کند می گذرد برای آنان که: در انتظارند
تند می گذرد برای آنان که: می ترسند
طولانی است برای آنان که: در اندوهند
و ابدیست برای آنان که: ((عاشقند)) ...
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:55  توسط جواد
|
بعضی از کسانیکه دیگران را می خندانند دارای بغض هایی هستند که اگر گشوده شود جمعی را میگریاند
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:53  توسط جواد
|
من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:35  توسط جواد
|
اگر قادر
نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری.
دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:30  توسط جواد
|
با پول میشود خانه خرید ولی آشیانه
نه،رختخواب خرید ولی خواب نه،
ساعت خرید ولی زمان نه،
می توان مقام خرید ولی
احترام نه،
می توان کتاب خرید ولی دانش نه،
دارو خرید ولی سلامتی نه،
خانه
خرید ولی زندگی نه.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:25  توسط جواد
|
كار هر كس نيست عاشق بودن
دل مي خواهد فراخ، اندازه دشت
جسمي از سنگ اندازه كوه
روحي آزاد اندازه باد
تا توان آرد، زير رگبار غم
خستگي، افسردگي، دلتنگي!
تا به دست آرد غرور رفته را
كه شود مرهم عشقي تنها!
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 23:7  توسط جواد
|
دلم احساس غم دارد
در این انبوه ویرانی
کمی تا قسمتی ابری
وشاید باز بارانی
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 22:56  توسط جواد
|
من در جستجوي خوشبختي كه تويي تمام خوشبختي!
و دريغ ندانستم...
بودم و بودي! ديدم و ديدي!
ندانستم تويي آن خوشبختي كه مي گويند و گذشتم...
ساده گذشتم از تو... از خوشبخت شدن!
اما من هنوزم خوشبختم چون تو را ديدم، لمس كردم و معني خوشبختي را چشيدم، گرچه ندارمت و دوري...
كاش مي شد در آغوشت گيرم و ثابت كنم عشق را... ثابت كنم معجزه عشق را...
اما افسوس... كه هستي و نيستي برايم!
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 22:53  توسط جواد
|
قصهٔ غصهٔ من لبخند فاصله هاست
درد و نا آرامی من دلشورهٔ فردا هاست
دل بیتابم در بند افسار شک و تردید است
اشک جاری بر گونهام لبخند اندوه ست
آرزوی پروازم پاسخ تقدیر ست
چشمان سر گردانم در انتظار امید ست
و فرداهای نامعلومم بازی تلخ سرنوشت که در بند غم اسیر ست
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 22:44  توسط جواد
|
آنها که می مانند ... همیشه یک روز رفته اند ... تا که امروز مانده اند ... شاید رفته اند تا سقف آرزوهایشان را بلند کنند ... شاید برای ارزش لبخندی کوتاه ... شاید برای آویختن پنجره ای زیبا ... و شاید برای خوشبختی ... خوشبختی مگر چیست ...؟ جز تک تک ثانیه های زیبا از زندگی که تو را ... غرق لذت می کند ...؟ گاهی باید رفت ... تا بتوان ماند ... مـــــــــــــــــــــــــــــــــــن ... می خواهم از سقف های بلند چراغ های بلند بیاویزم ... می خواهم قشنگ ترین منحنی های دنیا را به صورت ها بنشانم ... می خواهم بر دیوار های تاریک پنجره های روشن قاب کنم ... می هواهم ثانیه های زیبا داشته باشم ... از زندگی ... که مرا ... غرق در لذت کنند ... گاهی باید رفت ... تا بتوان باقی ماند
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 22:15  توسط جواد
|
خدایا به من توفیق تلاش در شكست، صبر در نا امیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، كار بی پاداش، فداكاری در سكوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، عشق بی هوس، تنهایی درانبوه جمعیت، و دوست داشتن بی آنكه دوست بداند عطا كن...
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 22:14  توسط جواد
|
بدون عشق به مردم نمي توان آنها را رهبري كرد.(جان ماكسول)
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 22:11  توسط جواد
|
اميد جزيي از خوشبختي است.(ژوبر)
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:59  توسط جواد
|
سربلندي در خشك كردن قطره اشك است نه در جاري ساختن سيل خون.(بايرون)
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:52  توسط جواد
|
سعادتمند كسي است كه هر چه پيرتر شود، مهربانتر گردد.(گوته)
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:45  توسط جواد
|
زیباترین حکمت دوستی، به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن . . .
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:43  توسط جواد
|
باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:40  توسط جواد
|
به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر كوچك بستگی دارد
(چاردینی)
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:39  توسط جواد
|
آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود كه همهی انسانها برابرند (مارتین لوتركینگ)
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:37  توسط جواد
|
موفقيت بر روي ستونهاي شكست شكل مي گيرد.(سري چتري)
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:34  توسط جواد
|
عشق لذتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است ، همچنین احساسی عمیق، علاقهای لطیف و یا جاذبهای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و میتواند در حوزههایی غیر قابل تصور ظهور کند.
عشق و احساس شدید دوست داشتن میتواند بسیار متنوع باشد و میتواند علایق بسیاری را شامل شود.
در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی میتواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی میبشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلحدوستی و انسانیت در تطابق است. عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را میتوان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف دانست که فرد آنرا دریک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم میکند. با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو میکند: علاوه بر عشق رومانتیک که ملغمهای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق افلاطونی ، عشق مذهبی ، عشق به خانواده را میتوان متصورشد و درواقع این کلمه را میتوان در مورد هرچیز دوست داشتنی و فرح بخش مانند فعالیتهای مختلف و انواع غذا به کار برد. «گراهام را دوست دارم». در زبان یونانی برای انواع مختلف عشق کلمات متفاوتی وجود دارد و درواقع کلمه عشق در زبان یونانی در قالب کلمات متعدد بیان میشود، اما در انگلیسی این کلمه با یک قالب هزاران معنی را تداعی میکند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 0:16  توسط جواد
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 0:12  توسط جواد
|
حالمان بد نیست غم کم می خوریم
کم که نه هر روز کم کم می خوریم
آب می خواهم سرابم می دهند
عشق می خواهم عذابم می دهند
خنجری بر قلب بیمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند
دشنه عشقم بر پشتم نشست
از غم نامردمی پشتم شکست
درد می بارد چو لب تر می کنم
طالعم شوم است باور می کنم
آه در شهر شما یاری نبود
قصه هایم را خریداری نبود
خسته ام از قصه های شومتان
خسته از همدردی مسمومتان
هیچ کس از حال من پرسید؟ نه
هیچ کس اندوه من را دید؟ نه
هیچ کس چشمی برایم تر نکرد
هیچ کس یک روز با من سر نکرد
چند روزی هست حالم دیدنی است
حال من از این و آن پرسیدنی است
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفال می زنم
حافظ دردانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 19:26  توسط جواد
|
زباني وجود دارد كه از واژه ها فراتر است،
اگر كشف رمز اين زبانِ بي كلام را بياموزي،
جهان را كشفٍ رمز كني
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:29  توسط جواد
|
ميشه تصور كرد كه زندگي مثل قايقي ميمونه كه با سرنشيناش روي درياي پرتلاطم در حركتند و بالا و پايين ميروند.
گاهي دريا آنقدر مهربان و آرامه كه اگه پارو نزني و تلاش نكني همانجا خواهي ماند و حركتي به جلو نخواهي داشت و گاه طوفاني و پرتلاطم كه باز اگر تلاش نكني خيلي زود سرنگون خواهي شد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:26  توسط جواد
|
سپاس خدايي را كه سخنوران در ستودن او بمانند وشمارگان در شمردن نعمتهاي اوندانند وكوشندگان حق اورا گذاردن نتوانند .
خدايي كه پاي انديشه تيز گام درراه شناسايي اوسنگ است وشير فكرت ژرف رو به درياي معرفتش برسنگ .
صفتهاي او تعريف نشدني وبه وصف در نيامدني ودر وقت ناگنجيدني وبه زماني مخصوص نابودني - به قدرت خلايقش را آفريد وبه رحمتش بادها را برپاكرد وبا كوه ها لرزه زمين را مهارنمود وبا دریا تشنگی زمین را برطرف ساخت
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 0:45  توسط جواد
|
تلخترين چيز در اندوه امروزمان ، خاطره شادماني ديروزمان است
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 0:40  توسط جواد
|
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.
مهاتما گاندی
+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 21:26  توسط جواد
|
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ ، خداحافظ
همین حالا
خداحافظ.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 1:53  توسط جواد
|
براي همسايه اي كه نان ما را ربود ، نان
براي آنان كه قلب ما را شكستند ، مهرباني
براي كساني كه روح ما را آزردند ، بخشش
و براي خويشتن ، آگاهي و عشق طلب ميكنم.
« دكتر شريعتي »
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 1:47  توسط جواد
|